روان شناسی نقاشی کودکان / محمد جواد محسن زاده، کارشناس ارتباط تصویری

گروه دومی که به نقاشی کودکان توجه نشان داده و از اشکال، تصاویر نقاشی ها و احساس کودکانه الهام گرفته اند، هنرمندان مدرن هنرهای تجسمی بودند که به جنبه زیبایی شناسی خط، شکل و ترکیب بندی نقاشی کودکان نگاه می کردند. پیکاسو معتقد بود: «هنری که هنرمند آرزوی رسیدن به آن را دارد، هنر کودکان است.» پل کلی نیز معتقد بود که نقاشی کودکان حقایق بسیاری را درباره رمز و راز خلاقیت آشکار می سازد.

روان شناسان نقاشی کودکان را به سه دسته: نقاشی های شماتیک؛ نقاشی های مبتنی بر ظاهر بصری؛ نقاشی هایی که کودک سعی در نمایش فضای  سه بعدی و واقع گرایانه دارد تقسیم می کنند.

خطوط ترسیمی نقاشی کودکان به دو دسته عمده تقسیم می شود: خطوط ساده شامل خطوط عمودی، افقی، مایل و منحنی؛ خطوط مرکب شامل ترکیبی از چند خط ساده.

خطوط از لحاظ ضخامت، کشیدگی و منقطع بودن نشان دهنده حالات روانی کودک است به طوری که خطوط نازک با حرکات ملایم و کم رنگ، نشانه خجالتی بودن کودک است در برخی موارد بیانگر لطافت، احساسات و معنویت گرایی نیز می باشد. خطوط بسیار محکم و پررنگ که با نیروی زیاد ترسیم شده باشد مبین انگیزه های خشونت آمیز و گاه واکنش جبرانی ترس از ناتوانی در کودک است. خطوط کم رنگ و شکننده، نشان کم رویی، عدم اعتماد به نفس و ترس کودک است. خطوط با فشار زیاد و محکم اما به صورت بریده بریده، منقطع و کوتاه، نشانگر پرخاشگری و ضعف عصبی کودک؛ خطوط باز، کشیده و بلند بیانگر راحتی و خوشحالی کودک؛ خطوط کشیده و بلند به طرف بالای صفحه نشان دهند نیروی قوی برای زندگی؛ خطوط بریده بریده، متغیر و به هم پیچیده نمایشگر پرخاشگری کودک و خطوطی که پررنگ شروع و در ادامه کم رنگ به اتمام می رسند بیانگر کمبود جوش و خروش و سرزندگی کودک و عدم قابلیت کودک در انجام کارهاست. وقتی کودک تمام صفحه را پر از خط می کند، تمایلش را به تصاحب جای بیشتری در قلب و عاطفه مادر نشان می دهد. اولین تصویر انسانی که کودک ترسیم می کند موافق با جنسیت خود و بیانگر ذهنیتی است که کودک از خودش دارد.

از جهت روان شناسی رنگ در نقاشی کودکان می توان گفت که گرایش برون گرایی در رنگهای گرم مثل قرمز، زرد و نارنجی منعکس می شوند در حالیکه گرایش درون گرایی در رنگهای سرد مثل آبی، سبز و قهوه ای متجلی می گردند.

علاوه بر هنر مدرن غرب، با نگاهی به نگارگری ایرانی و مقایسه آن با نقاشی کودکان می توان چندین وجه اشتراک مشاهده کرد که از آن جمله می توان گفت: موضوع روایی نقاشی ها که هردو همانند تصویرسازی، در هر تصویر به یک یا چند روایت اشاره دارند؛ تلفیق زمان و مکانهای مختلف در یک تصویر؛ استفاده از رنگ های زنده، شاد بویژه رنگهای مکمل؛ دید چندگانه در تصویر به صورتی که هر شیء و بخشی از نقاشی زاویه دید مخصوص به خود را داراست. برای نمونه حوض از نمای بالا، ساختمان از نمای روبرو و حیوانات از نمای نیم رخ به تصویر در می آیند؛ عدم وجود بعدنمایی و هندسه مناظر و مرایا؛ تصاویر نسبت به مقام و ارزش والایی که دارند کوچک یا بزرگ ترسیم می شوند.

/ 2 نظر / 32 بازدید
سيدمهدي

وقتي كودكان امروز تحت تأثير انيميشن‌هاي مشهور اشكال عجيب و غريبي مي‌كشند كه نمي‌توان سر و ته آن را تشخيص داد، ياد همان پيكاسو مي‌افتم! آري، كودكان امروز فقط خودشان مي‌توانند بگويند چه كشيده‌اند، گاهي با اين معضل برخورد كرده‌ام. هر جا هستيد موفق باشيد برادر. خوشحال شدم از ديدن وبلاگ حضرتعالي. ياعلي

سالک

سلام برادر ارجمندم امیدوارم مثل همیشه موفق و سربلند باشید